تبليغاتX
☀☀☀W h A t ??? ☀☀☀

☀☀☀W h A t ??? ☀☀☀

☀☀☀EvErY BoDy ArE .............. WiTh Me ☀☀☀

بازم خاطره نوشتم....!!!!!

به نام خدا

سلام بچه ها خوبین جه خبرا؟؟؟؟http://www.msnrules.com/emoticons/orange-smiley/hi.gif

میدونم دیر شد اما باز اومدم با یه آپ جدید

آرزو دارم که خوب و خوش و سلامت باشین

یادتون هست سرباز بودم؟؟؟؟؟http://gallery.military.ir/albums/userpics/xfrnmqg92rt73z4ttgel%7E2.gif

--------------

بازم میخوام خاطره تعریف کنم اما یک خاطره بیشتر نیست :


چند سال پیش یعنی وقتی دبیرستان بودم


داشتم از کنار یه فروشگاه لوازم ورزشی رد میشدم


که یه چیز نظرمو به خودش جلب کرد هیپنوتیزمهیپنوتیزم


یه بالشت کوچیک ....آره یه بالشت کوچیک که عکس کاکا روش بود


منم خیلی کاکارو دوستش داشتمماچ تصمیم گرفتم... چه تصمیمی!!!


در حالی که جیبم پر از خالی بود .......!!!!!!!!


اومدم خونه به بابا گفتم یه 10 تومان بده کار دارم


گفت میخوای چیکار؟؟ منم عند صداقت گفتم میخوام چیکارکنم


بعدشم یه من گفت برو....برو درس بخون دنبال اینا نباش


خیلی ...خیلی بهم برخورد دل شکستهاما دست از تلاش نکشیدم...از خود راضیاز خود راضی


نقشه B رو اجرا کردم هدف جیب پدربزرگم بود...از خود راضیاز خود راضی


رفتم یپش بابابزرگ گفتم اگه بگم واسه چی میخوام


عین بابام میگه ...نـــــــــــــــــــــه! خلاصه در همین حال


یه فکری به ذهنم رسید idea........میدونـــــــــــــین چی گفتم؟؟؟


گفتم یه تحقیقی کردم میخوام چاپش کنم بدم به معلم 20تومان


خرج داشت نصف بابا داد باقیشم تو بده.....!!!از خود راضی


دست کرد تو جیبش 10تومان نا قابل داد به من .......قلب


فرداش رفتم با 6تومان بالشتو خریدم اما چه سود


یکسالم نشد که اُفت نمرههام باعث شد........


 بابام تیکه پارش کرد


تنها چیزی که ازش مونده یه عکس که میبینین:


+ نوشته شده در  ساعت 0  توسط MeIsAm  |